عباس اقبال آشتيانى
37
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
خوارزمشاه كه پيوسته از جلوى سپاهيان چنگيزى مىگريخت در اين تاريخ در بلخ بود و در اين شهر عماد الملك وزير پسرش ركن الدّين حكمران عراق به خدمت او رسيد و او را بنا به دعوت و مصلحتانديشى ركن الدّين بعراق خواند تا در آن سرزمين براى جلوگيرى از پيشرفت بجمع و تهيهء سپاهى مشغول شود . خوارزمشاه اين پيشنهاد را پذيرفت و جمعيت قليلى از لشكريان خود را بر معبر پنجاب ( بين بلخ و ترمذ ) گذاشت تا خبر جلو آمدن مغول را به او برسانند و خود تصميم حركت عراق كرد ولى هنوز از ترمذ نگذشته بود كه خبر تسخير و ويرانى بخارا و سمرقند پىدرپى به او رسيد و خوارزمشاه بيشازپيش در فرار عجله به خرج داده خود را بولايت طوس رساند . بعد از عبور خوارزمشاه از جيحون قريب 7000 نفر از تركان قراختائى قشون و علاء الدّين حكمران قندوز به لشكريان چنگيزى پيوسته و به جنگ با خوارزمشاه حاضر شدند . اردوهاى جبه و سبتاى و تغاجار در ربيع الاوّل 617 از جيحون گذشتند و چون از چنگيز خان دستور داشتند كه بشتاب تمام خوارزمشاه را دنبال كنند و متعرّض بلاد سر راه نشوند پس از رسيدن ببلخ حاكمى از جانب خود در آن شهر گذاشته راه هرات را پيش گرفتند . اردوى جبه و سبتاى بدستور خان مغول رفتار كردند و در موقعى كه بهرات رسيدند چون حكمران آن امين ملك « 1 » قبلا تبعيت چنگيز را گردن نهاده و چنگيز نيز به او فرمانى داده بود كه لشكريان تاتار ببلاد او تعرّض نرسانند دو سردار مغول فرمان مزبور را محترم داشته متعرض هرات و امين ملك نشدند و بسرعت از آن نواحى گذشتند ولى لشكريان تغاجار كه از عقب رسيدند حكم چنگيز را هيچ شمرده هرات را در محاصره گرفتند و در حملهاى كه به قريهء بوشنج « 2 » مىكردند يكى از سرداران آن سپاه كشته
--> ( 1 ) - اين شخص را مورخين تاريخ مغول باشكال مختلف نام بردهاند از جمله : امين الملك ، يمين ملك ، يمين الملك و امين ملك . ( 2 ) - بوشنج يا فوشنج يا پوشنگ از قراء جنوب غربى هرات در ساحل چپ هريرود و در محل حاليهء غوريان .